الفيض الكاشاني
19
نقد الأصول الفقهية
در موضعي با تعبير « بعض مشايخنا المحقّقين » - بدون تصريح به اسم وى - نام برده شده ودر مبحث مفيد علم بودن خبر واحد ( أصل 2 از أصول القول في السّنة ) وانسداد باب علم قطعي ورجوع به ظن ، اشباع كلام در مقام به كتاب معالم ارجاع داده شده است . نقد الأصول وتطبيق آن با معالم الأصول اگرچه نقد الأصول شباهتهاى زيادى - صورا ومعنى - به كتاب معالم الأصول دارد ، لكن وجوه افتراق آن با اين كتاب نيز متعدّد است . برخى از آن وجوه - در هر دو جنبهء مشابهت وافتراق - چنين است : الف - وجوه مشابهت امّا از حيث صوري : فيض در نقد الأصول در هر أصل ، نخست نظرات مختلف اصوليين را مطرح كرده ودر مواردى به تنقيح محلّ نزاع پرداخته ، وپس از بيان نظر خود با عنوان « لنا » بر مختار خود دليل آورده ، وسپس احتجاج مخالفين را با عنوان « احتجّوا » يا « قالوا » ذكر كرده ، وآنگاه به احتجاج مخالفين با عنوان « الجواب » پاسخ داده است . واين شيوه درست همان شيوهء صاحب معالم در طرح مباحث است . امّا از حيث محتوايى : 1 - فيض در آنجا كه نظرات مختلف پيرامون هر أصل وسپس استدلال مخالفين را ذكر نموده در بسيارى از موارد ، احتجاج مخالفين همان است كه در كتاب معالم ذكر شده ؛ وحتى در برخى موارد ، عبارات هم عينا همان عبارات صاحب معالم است ؛ ودر موارد ديگر عبارات ايشان در بيان احتجاج مخالفين خلاصهتر از عبارات صاحب معالم است . همينطور پاسخ ايشان به مخالفين نيز در برخى از موارد شبيه پاسخ صاحب معالم يا عينا همان پاسخ است . 2 - مختار فيض در هر أصل بيشتر همانند مختار صاحب معالم است ، واستدلال ايشان بر مختار خود در مواردى خلاصهاى از استدلال صاحب معالم است . ودر مواردى نيز ايشان تحقيقات صاحب معالم را نقل كرده ( همچون در مبحث اقتضاء امر به شيء نهى از اضداد خاصّ آن ) وسپس آن را موجّه دانسته است . 3 - بيشتر مباحث معنونشده در أصول اين كتاب همان مباحثى است كه در كتاب معالم بيان شده است . ب - وجوه افتراق امّا از حيث صوري : 1 - ترتيب أصول تدوينشده در نقد الأصول با ترتيب مباحث معالم